در زمينه مقام حضرت معصومه عليهاالسلام در بين علما گفتهها فراوان است که به صورت فهرستوار به نمونههايي اشاره ميکنيم:
1ـ صدرالمتألهين شيرازي: هر گاه شبههاي برايم پيش ميآمد کنار قبر حضرت معصومه عليهاالسلام در قم (از کهک) ميآمدم و از آن حضرت استمداد ميکردم و شبهه فلسفي من حل ميشد.(1)
2ـ شيخ عباس قمي: افضل دختران حضرت موسي بن جعفر سيده جليله معظمه فاطمه بنت امام موسي بن جعفر(عليهماالسلام) معروفه به حضرت معصومه است که مزارش در بلده طيّبه قم است.(2)
3ـ آية الله بروجردي: شاه وقت عربستان از آية الله بروجردي درخواست ملاقات ميکند، ايشان درخواست ملاقات را رد ميکند و ميفرمايد: اين شخص اگر قم بيايد به زيارت حضرت معصومه عليهاالسلام نرود توهين به آن حضرت خواهد شد و من تحمّل آن را ندارم به هيچ وجه.(3)
4ـ آية الله اراکي، نامبرده در مقدّمه حاشيه «دُررالاصول» مينويسد: «هر چند به خاطر کمي استعداد و اندک بودن وقت، من شايسته اين کار (نوشتن حاشيه) نبودم ولي با تکيه به توجّه حضرت فاطمه (عليهاالسلام) اين کار را در جوار اين بقعه منوره و با توسّل به لطف و عنايت آن بزرگوار انجام دادم... .»(4)
5ـ آية الله مرعشي: معظم له هنوز در قيد حيات بود، فرمود: تا کنون شصت سال است که هر روز من اولين زائر حضرتم.(5)
محل رشد و نموّ و تربيت فاطمه معصومه عليهاالسلام خانداني بود که مخزن اسرار دانش الهي و منبع علم و معرفت شمرده ميشد. حضور وي در کنار پدري همچون امام موسي بن جعفر(عليهماالسلام) و برادري چون حضرت رضا عليه السلام که از علم «لدنّي» برخوردار بودند، سبب شد فاطمه معصومه(عليهاالسلام) از نظر علمي و آگاهي به مسائل ديني و معارف اسلامي اعم از احکام و اخلاق و ... در حدّ بالايي از رشد علمي برسد تا آنجا که گاهي با نبود پدر بزرگوارش به پرسشهاي ديني و فقهي شيعيان پاسخ ميداد. از جمله نقل شده است که روزي گروهي از شيعيان وارد مدينه شدند و براي حل مشکل خويش سراغ خانه موسي بن جعفر را گرفتند، کاروانيان وقتي به در خانه امام آمدند، متوجه شدند که آن حضرت به مسافرت رفته است. خستگي راه و نبود امام هفتم سخت بر کاروانيان گران آمد، ناگهان يکي از دختران آن حضرت سکوت غمبار کاروانيان را شکست و فرمود: پرسشهاي خود را به من بدهيد تا به تمام آنها پاسخ دهم. پاسخها را با دقت تمام نوشت و به کاروانيان باز گرداند. کاروانيان شگفتزده به پاسخها نگريستند و با سبک شدن بار غم و اندوهشان راه ديار خويش در پيش گرفتند. در مسير راه به امام هفتم برخوردند و داستان پاسخگويي دخترش فاطمه معصومه را بازگو نمودند و پاسخها را به او نشان دادند، حضرت لبخندي زد و سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش فدايش باد.»(1)
از آنجا كه فاطمه معصومه علیهاالسلام از خاندانی است كه در زیارت جامعه خطاب به ایشان آمده است: "عادتكم الاحسان و سجیتكم الكرم"(1) كرامات و عنایات آستان مقدسش بسیار فراوان و شامل حال خاص و عام بوده است: از بزرگانی همچون ملاصدرا و آیت الله بروجردی گرفته تا آن مسلمان عاشقی كه از دور افتادهترین كشور اسلامی به عشق زیارت و به امید عنایت به حریم قدس او راه یافته، همگی را مورد لطف و عنایت كریمانه خود قرار داده است؛ ولی با كمال تاسف این كرامات تاكنون ثبت و ضبط نشده است، ما هم نمونههایی برگزیده از كرامات آن حضرت را در اینجا میآوریم؛ به امید آن كه مجموع كرامات آن حضرت در كتاب مستقل گردآوری شود.
ـ كراماتی به نقل از آیت الله العظمی اراكی(ره)
ایشان درباره خودشان فرمودند: دستم باد میكرد و پوست آن ترك برمیداشت به طوری كه نمیتوانستم وضو بگیرم و ناچار بودم برای نماز تیمم كنم و معالجات هم بی اثر بود تا این كه به حضرت معصومه علیهاالسلام متوسل شدم و به من الهام شد كه دستكش به دست كنم، همین كار را كردم، دستم خوب شد.
ایشان فرمودند: آقا حسن احتشام (فرزند مرحوم سید جعفر احتشام كه هر دو از منبریهای قم بودند) از شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی (كه مرد با اخلاصی بود) نقل میكرد كه من شبی در خواب دیدم به حرم، مشرف شدم خواستم وارد شوم گفتند حرم قرق است برای این كه حضرت فاطمه زهرا و حضرت معصومه علیهماالسلام در سر ضریح خلوت كردهاند و كسی را راه نمیدهند. من گفتم: مادرم سیده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند، رفتم دیدم كه بله این دو بزرگوار نشستهاند و در بالای ضریح با هم صحبت میكنند از جمله صحبتها این بود كه حضرت معصومه به حضرت زهرا سلام الله علیهما عرض كرد: حاج سید جعفر احتشام برای من مدحی گفته است و ظاهرا آن مدح را برای حضرت میخواند.
آیة الله مرعشی میفرمودند: پدرم مرا سفارش میكرد كه من قادر به زیارت ایشان نیستم اما تو به زیارت آن حضرت برو، لذا من به خاطر همین سفارش، برای زیارت فاطمه معصومه علیهاالسلام و ثامن الائمه علیهالسلام آمدم و به اصرار موسس حوزه علمیه قم، حضرت آیة الله حائری در قم ماندگار شدم.
« یكى از امتیازات بزرگى كه شهر عزیز قم دارد، این است كه بر گرد مضجع شریف یكى از برگزیدگان اهل بیتعلیهم السلام حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بنا شده است. » مقام معظم رهبرى
اجمالى از زندگى فاطمه معصومه علیها السلام
ولادت آن حضرت در روز اول ذىالقعده سال 173 ه . ق در مدینه منوره واقع شده است. دیرى نپایید كه در سنین كودكى، با مصیبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد مواجه شدند. از آن پس تحت مراقبت و تربیت برادر بزرگوارش، حضرت على بن موسى الرضا(ع) بزرگ شدند. در سال 200 ه . ق در پى اصرار و تهدید مامون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضاعلیه السلام به مرو آغاز شد. آن حضرت بدون این كه كسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.
حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها دارای شخصیتی رفیع و والا مقام میباشد به طوری كه ائمه طاهرین علیهم السّلام از این بانو، با جلالت و تكریم یاد كردهاند و حتی پیش از ولادت آن حضرت، بلكه پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام او بر لسان بعضی از ائمه علیهم السّلام آمده و از مقام والای او سخن گفتهاند كه به بعضی از آنها اشاره میشود.
امام صادق علیه السّلام میفرمایند: «اَلا اِنَّ قم حَرَمی و حرم وَلدی من بعدی...»[1] بدانید قم حرم من و حرم فرزندانم پس از من است، زنی از فرزندان من در این شهر در میگذرد كه او دختر موسی است... .»
امام صادق علیه السّلام در حدیثی دیگر پیش از این كه این فرزند گرانقدر متولد شود از فضیلت زیارت و مدفن او سخن میگوید و شیعیان را به اهمیت آن توجه میدهد و میفرماید: «شهر قم، حرم ما است و در آن زنی از فرزندان من مدفون میشود، به نام فاطمه هر كس او را زیارت كند بهشت برای او ثابت میشود... .»[2]
حضرت فاطمه معصومه علیهاالسّلام، كه بعد از حضرت زهرا سلام الله علیها از جهت گستردگی شفاعت، هیچ بانویی به شفیعه محشر حضرت معصومه سلام الله علیها نمیرسد.
همه این بیانات حاكی از شأن و عظمت و فضیلت این بانوی مكرم اسلام میباشد. بیشك این فضایل و خصوصیات اخلاقی این بانوی بزرگ است كه او را دارای چنین مقام و منزلتی نموده است چون امام موسی كاظم علیه السّلام دارای 37 فرزند بود كه در میان آنها این بانوی مكرم است كه مثل ستارهای درخشان میدرخشد و در میان فرزندان امام كاظم علیه السّلام بعد از امام رضا علیه السّلام هیچ كدام هم سنگ او نمیباشد. حال به خصوصیات و فضایلی اشاره میكنیم كه باعث عظمت و درخشش او در میان دیگر امامزادگان شده است.
در كتب مزارات كیفیت زیارت حضرت معصومه (علیهاالسلام) را چنین نقل نمودهاند كه چون به نزدیك قبر مطهر رسیدی بایست در بالای سر حضرت رو به قبله. پس ذكر "الله اكبر" را 34 مرتبه و ذكر "سبحان الله" را 33 مرتبه و ذكر "الحمدلله" را 33 مرتبه بگو . پس اتمام این اذكار، زیارتنامه را بخوان:
اَلـسَّلامُ عَـلى آدَمَ صَـفْوَةِ الله ِ؛ سـلام بـر حـضـرت آدم بـرگزیده خـدا
اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ الله ِ ؛ سلام بر حضرت نوح پیامبر خدا
اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ الله ِ؛ سلام بر حضرت ابراهیم دوست خدا
اَلسَّلامُ عَلى موُسى كَلیم ِالله ِ ؛ سلام بر حضرت موسى هم صحبت خدا
اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ الله ِ؛ سلام بر حضرت عیسى روح الله
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا خَیْرَ خَلْقَ الله ِ ؛ سلام بر تو اى رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا صَفِىَّ الله ِ؛ سلام بر تو اى برگزیده خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُحَمّدَ بْن عَبْد ِالله ِ، خاتَمَ النَّبِیّینَ ؛ سلام بر تو اى محمّد بن عبداللّه خاتم پیامبران
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَمیرَالْمُؤْمِنینَ عَلىَّ بْنَ اَبى طالِب، وَصِىَّ رَسوُل ِ اللّه ؛ سلام بر تو امیر مؤمنان علىّ بن ابى طالب وصىّ رسول خدا .
اَلسَّلامُ عَلَیْك ِ یا فاطِمَةُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ ؛ سلام بر تو اى فاطمه، اى بزرگ بانوى بانوان اسلام
اَلسَّلامُ عَلَیْكُما یا سِبْطَىْ نَبِىِّ الرَّحْمَة ؛ سلام بر شما اى دو سبط پیامبر رحمت،
وَ سَیِّدَىْ شَباب ِ أَهْل ِ الْجَنَّة ِ ؛ و اى دو سرور جوانان اهل بهشت
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْن ؛ سلام بر تو اى على بن حسین
سَیِّدَ الْعابِدینَ وَ قُرَّةَ عَیْن ِ النّاظِرینَ ؛ اى سرور عبادت پیشگان اى فروغ دیده بینندگان
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِىٍّ، باقِرَ الْعِلْم ِ بَعْدَ النَّبِىِّ ؛ سلام بر تو اى محمّد بن على، اى شكافنده علم بعد از پیامبر
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد الصّادِقَ الْبارَّ الْامینَ ؛ سلام بر تو اى جعفر بن محمّد، اى راستگوى نیكوكار امین
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا موُسَى بْنَ جَعْفَر الطّاهِرَ الطُّهْرَ؛ سلام بر تو اى موسى بن جعفر، اى پاك و پاكیزه
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَلِىِّ بْنَ موُ سَى الرِّضَا الْمُرْتَضى؛ سلام بر تو اى على بن موسى اى پسندیده
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِى التَّقِىَّ؛ سلام بر تو اى محمّد بن على اى خویشتندار
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا عَلِىِّ بْنَ مُحَمَّد النَّقِىَّ النّاصِحَ الْأَمینَ؛ سلام بر تو اى على بن محمّد اى پاك سرشت و خیرخواه و امین،
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حَسَنَ بْنَ عَلِىٍّ؛ سلام بر تو اى حسن بن على
اَلسَّلامُ عَلَى الْوَصِىِّ مِنْ بَعْدِه ِ ؛ سلام بر وصى بعد از او
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى نُورِكَ وَ سِراجِكَ، وَ وَلِىِّ وَلِیِّكَ؛ بار خدایا صلوات بفرست بر نور و چراغ روشنگرت، بر ولىّ
وَ وَصِیِّكَ، وَ حُجَّتِكَ ولیّت، عَلى خَلْقِكَ ؛ بر وصىّ وصیّت، بر حجّت خود بر بندگانت .
اَلسَّلامُ عَلَیْك ِ یا بِنْتَ رَسوُل الله ؛ سلام بر تو اى دختر رسول خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْك ِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ ؛ سلام بر تو اى دختر فاطمه و خدیجه
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ اَمیر ِالْمُؤْمِنینَ ؛ سلام بر تو اى دختر امیر مؤمنان
اَلسَّلامُ عَلَیْك ِ یا بِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْنِ ؛ سلام بر تو اى دختر امام حسن و امام حسین
اَلسَّلامُ عَلَیْك ِ یا بِنْتَ وَلِىِّ الله ِ ؛ سلام بر تو اى دختر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا اُخْتَ وَلِىِّ الله ؛ سلام بر تو اى خواهر ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا عَمَّةَ وَلِىِّ اللهِ ؛ سلام بر تو اى عمه ولىّ خدا
اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا بِنْتَ موُسَى بْنِ جَعْفَر ؛ سلام بر تو اى دختر موسى بن جعفر
وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكاتُهُ؛ رحمت و بركات خدا بر تو باد.
اَلسَّلامُ عَلَیْك، عَرَّفَ اللهُ بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ فِى الْجَنَّة؛ سلام بر تو، خداوند آشنایى برقرار كند میان ما و شما
وَ حَشَرَنا فى زُمْرَتِكُمْ، وَ أَوَرَدْنا؛ و ما را در زمره شما محشور كند، و ما را
حَوْضَ نَبِیِّكُمْ، وَ سَقانا بِكَأْس جَدِّكُمْ مِنْ یَد ِ؛ بر حوض پیامبر شما وارد كند، و ما را با كاسه جدّ شما از دست
عَلِى ِّ بْن ِ اَبى طالِب، صَلَواتُ الله عَلَیْكُمْ، علىّ بن ابى طالب سیراب كند ـ صلوات خدا بر شما باد ـ
أَسْئَلُ الله أَنْ یُر ِیَنا فیكُمُ السُّروُرَ وَ الْفَرَجَ، از خداوند مىخواهم كه سرور و فرج شما را به ما بنمایاند،
وَ أَنْ یَجْمَعَنا وَ إِیّاكُمْ فى زُمْرَة ِ جَدِّكُمْ مُحَمَّد، ما و شما را در زمره جدّ بزرگوارتان حضرت محمّد ـ كه
صَلَّى اللهُ عَلَیْه ِ وَ آلِه ِ، وَ أَنْ لا یَسْلُبَنا ؛ درود خدا بر او و آلش باد ـ گرد آورد، و معرفت شما را
مَعْرفَتَكُمْ، إِنَّهُ وَلِىِّ قَدیرٌ؛ از ما نگیرد، كه او صاحب اختیار و مقتدر است .
أَتَقَرَّبُ إِلَى الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرإَة ِ مِنْ أَعْدائِكُمْ؛ به سوى خداوند تقرّب مىجویم با محبّت شما و بیزازى از دشمنان شما
وَ التَّسْلیم ِ إِلَى الله ِ، راضِیاً بِه ِ غَیْرَ ؛ و با تسلیم شدن به فرمان خدا، از روى رضایت، نه
مُنْكِر وَ لا مُسْتَكْبِر وَ عَلى یَقین ِ ما أَتى بِه ِ؛ انكار و نه استكبار، و با یقین به آنچه
مَحَمَّدٌ وَ بِهَ راض، نَطْلُبُ بِذلِكَ وَجْهِكَ ؛ حضرت محمّد (ص) آورده و به آن راضى هستم، با این عقیده عنایت تو را مىطلبم
یا سَیِّدى، اَللّهُمَّ وَ رِضاكَ وَ الدّارَ الْآخِرَةِ؛ اى سرور من، خدایا رضایت ترا و سراى آخرت را خواستارم .
یا فاطِمَةُ اِشْفَعى لى فِى الْجَنَّةِ ؛ اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت كن ،
فَاِنَّ لَكَ عِنْدَاللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ؛ كه ترا نزد خدا مقام رفیعى است.
اَللّْهُمّ اِنى اَسْئَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لى بِالسَّعادَةِ ؛ خداوندا من از تو مىخواهم كه عاقبت امر مرا به سعادت ختم كنى ،
فَلا تَسْلُبْ مِنّىِ ما أَنَا فیهِ، وَلاحُولَ وَ لا قُوَةَ؛ پس عقایدى كه دارم از من نگیر، كه هیچ نیرو و قدرتى
إِلا بالّله الْعَلِىِّ الْعَظیم ِ ؛ جز خداوند بزرگ و والا نیست .
اَللّهُمَ اسْتَجِبْ لَنا، وَ تَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ وَ عِزَّتِكَ ؛ خداوندا دعایم را مستجاب كن، و آن را به كرم و عزت
وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافِیَتَكَ، وَ صَلَّى الّلهُ عَلى مُحَمَّد؛ و رحمت و عافیت خود از من قبول فرما، بر محمّد و همه
وَ آلِه ِ أَجْمَعینَ، وَ سَلَّمَ تَسْلیما؛ اهل بیت او صلوات فراوان و درود بى پایان بفرست
یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ . اى بخشندهترین بخشندگان .

نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند. ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند. به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. بنا به گفته بعضي از علما به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا كه معمولاً مراسم دفن بزرگان دين با حضور اوليا الهي انجام شده است. پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد.
آقای حسن اسدالهی حدود هشت سال است که توفیق خادمی حرم کریمه اهلبیت را یافته است . وی میگوید که از سر ناچاری و بیکاری خادم این حرم نشدهام بلکه قبل از اینجا کارهای زیادی هم داشتهام ولی آنها را رها کردم و به دعوت خود بیبی به اینجا آمدم.
ایشان میگوید:حضرت معصومه علیهاالسلام از تمامی احوالات خادمان خود مطلع هستند و حتی میدانند که چند تا تخممرغ در یخچالشان موجود است. ایشان در قسمت دیگری از سخنان خود در مورد آرزوی خادمیش گفت:بهترین خاطرهام از زمانی است که به من زنگ زدند و گفتند که من میتوانم در حرم خانم مشغول به خادمی شوم. قبل از این که خادم حرم حضرت بشوم هر روز صبح برای رفتن به محل کارم، از کنار حرم میگذشتم و مقابل گنبد و بارگاه میایستادم و این رباعی را میخواندم و میگفتم خدایا میشه منم خادم حرم حضرت معصومه علیهاالسلام بشوم.
صحنی که از بهشت برین با صفاتر است صحن و سرای دختر موسی بن جعفر است
ای خوش به حال آن که به دوران زندگی خدمتگزار و خادم و دربان این در است
که الحمدالله روزی من نیز شد .وی در ادامه در مورد برآورده شدن حاجات و شفا گرفتن زائران سخن به میان میکشد که:خیلیها به حرم حضرت میآیند و حاجاتشان را میگیرند و بدون این که کسی بفهمد میروند. حدود دو سال پیش فرد فلجی را کنار ضریح مطهر آوردند و او شفایش را گرفت و ویلچرش را در حرم گذاشت و با پاهای خود برگشت. خانمی که شماره کفشداری حرم امام رضا را در دست داشت
خاطره جالب دیگر ایشان این بود که:مدتی قبل خانمی از حرم بیرون آمد و گفت که من دنبال کفشداری فلان میگردم. نگاه کردیم شمارهای که در دست دارد، شماره کفشداری حرم امام رضا علیه السلام است. گفت من صبح آمدم در حرم امام رضا علیه السلام و الان در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام هستم و نمیدونم چه اتفاقی افتاده است؟ با حرم امام رضا علیه السلام تماس گرفتیم و نشانی کفش و شماره کفشداری را دادیم که خادمان آنجا تأیید کردند که چنین کفشی در آنجا موجود است. از آن خانم زائر پرسیدیم چه اتفاقی رخ داده است گفت: من صبح آمدم حرم امام رضا یک لحظه خوابم برد وقتی بیدار شدم دیدم تو حرم حضرت معصومه هستم. ما برایش بلیط و کفش تهیه کردیم و او راهی مشهد مقدس شد. از او پرسیدیم که وقتی در کنار ضریح جوانی را میبیند که با اخلاص اشک میریزد و راز و نیاز میکند چه حسی پیدا میکند؟ او قدری تامل کرد و گفت: کناری میایستم و نظارهگرش میشوم و به حالش غبطه میخورم.وی در پاسخ به این سوال که منشاء توجهات حضرت به خود را چه چیز میداند؟ گفت:فقط احترام به پدر و مادر .وقتی از وی در مورد آرزوی بزرگش که خواهان برآورده شدنش است پرسیدیم گفت: دلم میخواهد در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام چشمانم به جمال مهدی (عج) روشن شود. و آقا را در اینجا زیارت کنم. هر چند شاید آقا را اینجا خیلی دیده باشیم ولی نشناختهایم. دلم میخواد آقا را ببینم و بشناسم و ایشان خادمی مرا تأیید بفرمایند.
جناب آقای جواد نیافر پانزده سال است که توفیق خدمتگزاری در حرم مطهر حضرت معصومه علیهاالسلام را دارند. که اکنون در بخش نذورات مشغول خدمتگزاری است. پای صحبتهای ایشان مینشینم. - از تأثیرات حضرت بر زندگی شخصیتان بفرمایید؟ از وقتی که خادم حضرت شدم هم از جهت مادی و هم معنوی رشد داشتهام و تاثیرات توجه حضرت را بر زندگی مادی و معنویام دیدهام. اگر خطایی انجام بدهم حضرت به گونهای به من گوشزد میدهند که متوجه اشتباهم بشوم. میدانم که ایشان ناظر بر تمام اعمال ما اعم از کوچک و بزرگ هستند. من هر وقت در زندگی مشکل خاصی داشتم قبل از این که به کسی رجوع کنم بلافاصله خود حضرت مشکل را به نحوی حل کردهاند. یادم میآید که برای فرزندم در هنگام تولد مشکلی پیش آمد و من به خانم توسل کردم که پس از توسل، سریع زنگ زدند و گفتند مشکل حل شده است. - روزی برایم اتفاقی افتاد که خیلی جالب بود. به خادمان حرم از سفرهخانه حضرت غذا میدهند. یک روز من فیش غذا را گرفتم و در جیبم نهادم و اصلا احساس گرسنگی هم نداشتم که بروم و غذا بخورم اصلاً یادم رفته بود که ناهار نخوردهام. در همین حین زائری آمد و گفت که دلم میخواهد مهمان حضرت شوم. من ناگهان یاد فیش غذایم افتادم پس، آن را به او دادم. وی پس از گرفتن فیش رفت مقابل ضریح مطهر و با حضرت صحبتی کرد و برگشت. از او پرسیدم جریان چیه؟ گفت: من وقتی به مکه رفته بودم در حین طواف یاد حضرت معصومه افتادم و آنجا به نیت ایشان یک طواف انجام دادم. وقتی آمدم حرم به خانم عرض کردم که من در مکه برایتان یک طواف انجام دادم و الان یک تبرکی از شما میخواهم که ناخودآگاه به سمت شما (خادم) آمدم. این خادم گرامی خاطره دیگری نیز برایمان تعریف نمود که: - روزی خانمی به اینجا رجوع کرد و گفت یک انگشتر برلیان داشتم که گم کردهام و چون یادگاری است برایم ارزش دارد. آن خانم پس از جستجوهای بسیار ناامید شده بود به او گفتم 2000 ریال نذر حضرت کن، خانم کمک میکنند. بعد رفتیم قسمت اشیاء گمشده و نشانی از انگشتر داد و آن را بر اساس آن نشانیها تحویل گرفت و اینگونه شد که انگشترش پیدا شد و مسئلهای که در این قضیه قابل توجه است این که آن خانم مطمئن بود که انگشتر در حرم گم نشده است.

